آقای همسر جان

متن مرتبط با «جان» در سایت آقای همسر جان نوشته شده است

کجایی جان خواهر

  • نیلوبلاگ

    دلم عجیب برات تنگ شده برای زنگ زدن های یکدفعه ای و احوالپرسی های مهربانانه ت برای آبجی گفتن هات نگاه های غضب آلودی که با چشم های درشت و قشنگت میکردی برای بوی ادکلن هات که چقدر از بوی اونها بهت غر زدم برای سر قابلمه رفتن هات... میدونی داداش، از وقتی رفتی دیگه غذا قایم نکردیم! اصلا انگار غذا درست کردن بدون استرس سر رسیدن تو، بی معنیه داره نبودنت اذیتمون میکنه کاش بودی و خوب بودی کاش...xa0 + نوشته شده در xa0چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۵ساعتxa00:7xa0 توسطxa0xa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • برادر

  • نیلوبلاگ

    دیدی داداشم رفتی و هیچ کس حرمتی نگه نمیداره گریه ها تموم شد و اعلامیه ها زیر دست و پاها گم میشه عکس های نازنینت روی زمین پخش میشه اونجا زیر خاک بهت خوش میگذره؟ نگرانتم برادر نگران آرامشتم کاش بودی و برای دخترکم لالایی میخوندی بودی و از خاطره های قدیمی، خاطره جیش کردن من روی مُُهری که داشتی نماز میخوندی رو تعریف میکردی کاش بودی و قابلمه غذا رو از دست ناخونک زدن هات قایم نمیکردیم داداشم، راحت بخواب xa0...

    ادامه مطلب