بی معرفت دوست داشتنی
امروز، کنار خاکت، کنار سنگت، خیلی تنها بودم
خیلی وقته دلم برای زنگ زدن ها و احوالپرسی هات تنگ شده
بهت زنگ زدم... خانومه گفت تماس شما از طریق پیامک بهش میرسه...
یه بغضی افتاد تو گلوم، چنگ زد...
شب با محسن رفتیم بیرون شهر توی تاریکی نشستیم و من آروم آروم زیر نم نم بارون اشک ریختم، اما بغضه بازم چنگ زد، گلوم سوخت...
هنوزم میسوزه... هنوزم می سوزم...
ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: دلتنگتم, نویسنده: بازدید: 36